معرفی جنس Hedysarum
جنس Hedysarum:
جنسHedysarumاز تيره Papilionaceae با نام فارسي اسپرسي يا ماش معطر، شامل تعدادي گونه قابل تمايز از نظر مرفولوژي، سيستم توليد مثلي و مشخصات كاريوتيپي در دنيا ميباشد كه در حدود 200 گونه از آن در نواحي معتدله نيمكره شمالي (اروپا، آسيا، شمال آفريقا و شمال آمريكا) انتشار دارند. فلور شوروي سابق با بيش از 88 گونه غني ترين جايگاه رويش گياهان اين جنس است. فلور عراق با 5 گونه كمترين تعداد گونه را داراست (Townsend, 1974). در ايران نيز حدود 18 گونه چندساله علوفهاي وجود دارد .
گونههاي اين جنس يكساله، دو ساله، دائمي، بوتهاي-علفي و به طور عمده داراي ساقههاي كوتاه و غير بالا رونده ميباشند. اگرچه مركز اصلي تنوع اين جنس در آسياي ميانه ميباشد ولي در شمال آمريکا، اروپا و حوزه مديترانه نيز يافت ميشوند . در فلور عراق آمده است كه Hedysarumيك نام يوناني است و به گياهي كه رايحه خوش دارد گفته ميشود. همچنين تئوفراست[1] در هزاران سال قبل گروهي از گياهان خانواده نخود را Hedysarum نام نهاد (Townsend, 1974). اغلب گونههاي اين جنس داراي مصرف علوفهاي هستند و برخي از آنها مثل H. Fruticosum به منظور تثبيت شنها استفاده ميشود. برخي از گونههاي اين جنس با داشتن گرهك، اهميت زيادي در تثبيت نيتروژن و غني سازي خاك دارند (Byoung, 2002).
گونه H. sachalinense داراي ريشههاي خوراكي است و به دليل داشتن برگهاي گوشتي يك علوفه بسيار مناسب محسوب ميشود. ريشههاي H. austrosibiricum غني از تانن است (Fedtschenko, 1948).
برخي گونههاي اين جنس به عنوان علوفه و يا براي ارزش زينتي کاشته ميشوند (Lock & Simpson, 1991). اين جنس به همراه برخي ديگر از جنسهاي خانواده پروانه آسا از جمله جنس Onobrychis داراي ترکيبات ثانويهاي به نام تاننهاي فشرده هستند که از نفخ در نشخوارکنندگان جلوگيري کرده و بدليل کاهش تجزيه پروتئينها توسط باکتريهاي شکمبه، ارزش غذايي علوفه را بالا برده و باعث افزايش آمينواسيدها براي فرايند جذب در روده کوچک ميشوند (Terril et al, 1992,. Pilluzza et al, 2003). محدوده پراکنش برخي از گونههاي اين جنس در ايران به طور عمده در استانهاي اصفهان، کرمانشاه، مرکزي، فارس، آذربايجان شرقي، قزوين و همدان (حجازي و ضيائي نسب، 1386) و همچنين دراستان لرستان و در ارتفاعات زاگرس (قهرمان، 1372) ميباشد.
Hedysarum criniferum Boiss از گونههاي علفي چند ساله است که انحصاري کشور ايران بوده و با نام ديگرHedysarum ecbatanum Beck نيز شناخته ميشود (Rechinger, 1984). همچنين اين گونه در منطقه چادگان، واقع در اصفهان با نام محلي يونجه معمولي شناخته شده است.
اين گونه يكي از گونههاي علوفهاي چند ساله و بسيار با ارزش مراتع ييلاقي ايران ميباشد كه در شدت برداشت متوسط ميتواند توليد مناسبي داشته باشد و در شدتهاي چرايي مختلف نشان داده که از تحمل چرايي و رشد مجدد مناسبي برخوردار است (منافيان،1390).
Hedysarum coronariumاز لگومهاي چندساله علوفهاي ناحيه مديترنهاي است كه به طور سنتي در كشورهاي غربي اين ناحيه از جمله اسپانيا، ايتاليا و شمال آفريقا رشد مييابد (Trifi-Farah et al., 2002). اين گياه نقش مهميدر توليد علوفهاين مناطق به لحاظ محتواي پروتئين بالا (Borreani et al., 2003) و ميزان متوسط تاننهاي فشرده دارد (Amato et al., 2005 & Pilluzza et al, 2000) كه از نفخ كردن در نشخواركنندگان جلوگيري كرده و باعث كاهش متانهاي آزاد شده به اتمسفر از مزارع گاوداريها ميشود (Ramirez-Resterpo & Barry, 2005). اين گياه بطور كامل با سيستمهاي كشاورزي با ورودي كم تطابق دارد (Ruisi et al., 2011) و در علفچري، خشك كردن علوفه و سيلو كردن مورد استفاده قرار ميگيرد (Sulas, 2005). اين گياه قابليت توليد مقدار زياد ماده خشک را دارد ( De Koning et al, 2003). همچنين اين گياه به عنوان منبع تامين كننده نيتروژن توليد شده از طريق تثبيت به كمك موجودات همزي ميباشد (sarno & Stringi, 1979). علوفهاين گونه داراي 30گرم نيتروژن در هر کيلوگرم ماده خشک است و قابليت هضم پذيري ماده خشک آن بيش از 70 درصد ميباشد (Stienezen et al, 1996). اين گياه به عنوان يك محصول علوفهاي، توليدكنندگي و پايداري سيستمهاي مزارع در آندلس بويژه توليد محصولات ارگانيك و كشاورزي با ورودي كم را تقويت ميكند (Cordoba et al, 2013).همچنين گياهي بسيار زيبا و جالب است كه در باغها براي زيبا سازي كاشته ميشود (Byoung, 2002).
گونه Hedysarum kopetdaghi Boriss از گونههاي علفي چند ساله است که بطور عمده در کشورهاي ايران و افغانستان يافت ميشود و از گونههاي بسيار مرغوب مرتعي محسوب ميشود که بطور کلي به صورت گونه همراه، در ترکيب تيپهاي گياهي مراتع ييلاقي در شمال شرقي کشور ديده ميشود (حجازي و ضيائي نسب، 1386). اين گياه، علوفه با کيفيت بالا و بسيار خوشخوراک توليد ميکند که نسبت به تمام گونههاي همراه، خوشخوراک تر بوده و در تمام مراحل رشد رويشي و زايشي مورد چرا قرار ميگيرد (Rechinger, 1984). بهره برداري غير اصولي و مفرط از اين گونه گياهي موجب کميابي آن در عرصههاي غير حفاظتي شده و جزو گونههاي در معرض خطر قرارگرفته است (ابرسجي و همکاران، 1386).


